استاد چِنگ جین‌زائو

نویسنده

دیوید سیلور

ترجمه

آریان‌مهر

زمان مطالعه

6 دقیقه

تاریخ انتشار

اشتراک‌گذاری:

«وقتی هنرهای رزمی می‌آموزی، راه و رسم زندگی را می‌آموزی.»
— استاد چِنگ جین‌زائو (曾金灶)

دکتر یانگ جوئینگ‌مینگ (楊俊敏博士) از پانزده‌سالگی نزد استاد چِنگ جین‌زائو (曾金灶) به فراگیری شائولین درنای سفید (بای‌هه) کونگ‌فو پرداخت. پس از یک سال، از آنجا که جوئینگ‌مینگ از کودکی دچار زخم معده‌ی دردناک بود، استاد چنگ به او پیشنهاد کرد تای‌چی‌چوان (سبک یانگ) را نیز بیاموزد، چراکه دربارهٔ فواید درمانی آن برای ارگان‌های داخلی شنیده بود.

این توصیه نشان می‌دهد استاد چنگ تا چه اندازه انسانی برجسته، بازنگر و فراتر از زمانه‌ی خود بود؛ زیرا در آن دوران، هنرهای رزمی هنوز بسیار محرمانه تلقی می‌شد و بیشتر شاگردان تنها نزد یک استاد سنتی و محافظه‌کار تمرین می‌کردند تا جزئیات فنون حفظ شود. در آن زمان معمول و حتی ضروری بود که یک شاگرد حداقل سه سال هر روز نزد استاد خود تمرین کند تا پایه‌های سبک در او شکل گیرد. هیچ پولی میان استاد و شاگرد رد و بدل نمی‌شد؛ پذیرفته شدن توسط یک استاد، افتخاری بزرگ و تعهدی بسیار جدی به شمار می‌آمد.


طی سیزده سال آموزش (۱۹۷۴–۱۹۶۱) نزد استاد چِنگ جین‌زائو (曾金灶)، دکتر یانگ به متخصص سبک نرم–سخت درنا‌سفید در هنرهای رزمی چینی تبدیل شد؛ سبکی که هم در مبارزه‌ی بدون سلاح و هم در استفاده از انواع سلاح‌ها از جمله داؤ، چوب‌دستی، نیزه، سه‌شاخه، دو چوب کوتاه و … مهارت می‌طلبد.
استاد چنگ همچنین چین‌نا، توی‌نا و دیان‌شوه (ماساژ نقاط فشاری)، و نیز درمان‌های گیاهی را آموزش می‌داد. تمرین‌های چی‌گونگ به‌صورت الگوهای جین (jing) تدریس می‌شد تا ساختار بدن و گردش چی تقویت شود و بدن بتواند انفجار قدرت سریع جین را در سبک درنا‌سفید تحمل کند.

«هرچه بامبو بلندتر می‌شود، خمیده‌تر می‌گردد.»
— استاد چِنگ جین‌زائو (曾金灶)


سال‌های آغازین استاد چنگ

استاد چنگ در ۱۵ نوامبر ۱۹۱۱ در شهر شین‌جو (Hsinchu) 新竹 در شمال‌غرب تایوان به دنیا آمد؛ همان شهر زادگاه یانگ جوئینگ‌مینگ، احاطه‌شده با ۱۸ قله‌ی کوهستانی. او دومین پسر خانواده‌ای با نام خانوادگی چِن بود. بر اساس توافقی میان پدر و مادربزرگش، پس از تولد به خانواده‌ی چِنگ سپرده شد تا نام آن خاندان را ادامه دهد. به همین دلیل، با وجود اینکه پدرش استاد تای‌جوچوان و چند سبک دیگر بود، هرگز فرصت یادگیری نزد او را پیدا نکرد؛ زیرا براساس سنت، استاد معمولاً رازهای سبک را تنها به افراد خانواده‌ی خود منتقل می‌کرد. او مقداری تای‌جوچوان را از برادرش آموخت، اما خودش می‌گفت عمق چندانی نداشت.

زمانی که استاد بزرگ چنگ ۱۵ ساله بود، استاد بزرگ جین شائوفِنگ (金紹峰) را یافت که همچون گوشه‌نشینی در دل کوهستان زندگی می‌کرد. او به‌عنوان نهمین شاگرد پذیرفته شد. استاد بزرگ جین اهل چینِ اصلی بود و تخصص اصلی‌اش درنای‌سفیدِ جنوبی بود. او همچنین سبک وو‌زو‌چوان (پنج نیا) را می‌دانست که شامل سبک‌های زیر است:

  • درنای‌سفید (Baihequan)
  • تای‌جوچوان
  • دازون‌چوان
  • لوهان‌چوان
  • بوکس میمون (Houquan)

دو مهارت برجسته و سطح‌بالای استاد چنگ کف‌دست پروانه‌ای (Hudiezhang) و ۱۸ دست لوهان (Shibaluohanshou) بودند؛ این دو سبک داخلی–خارجی بخش عالی‌رتبه‌ی آموزش در دازون‌چوان و لوهان‌چوان به شمار می‌رفتند.

پس از ۲۳ سال زندگی و تمرین با استاد خود، استاد چنگ تنها زمانی از او جدا شد که استاد بزرگ جین شائوفِنگ (金紹峰) درگذشت.


cheng-gin-gsao-2.jpeg

(عکس: استاد چنگ و دکتر یانگ جوئینگ‌مینگ)


کشاورزی بر فراز «قلهٔ شگفت و شگرف»

استاد چنگ، همسر و سه فرزند داشت و در خانه‌ای کوچک نزدیک قله‌ی کوهی به نام گوجی‌فِنگ، به‌معنای «قله‌ی شگفت و شگرف»، زندگی می‌کرد و به کار کشاورزی می‌پرداخت. همان‌جا بود که شاگردان را می‌پذیرفت و آموزش می‌داد؛ از جمله یانگ جوئینگ‌مینگ.
جوانیِ جوئینگ‌مینگ هر روز بعد از مدرسه، ۳۵ تا ۴۰ دقیقه تا خانه استاد چنگ می‌دوید تا زودتر برسد، در محیط طبیعی زیبا وقت بگذراند و کونگ‌فو تمرین کند.

استاد چنگ چنان روستایی و ساده‌زیست بود که اغلب پابرهنه می‌گشت، اما قدرتش به حدی بود که می‌توانست پوست درخت را با ضربهٔ پا جدا کند. راز قدرت شگفت‌انگیز او یک عمر تمرین چی‌گونگِ گردش بزرگ بود؛ تمرین‌هایی که گردش چی را افزایش داده و نیروی چی/لی را—یعنی نیروی ماهیچه‌ای پشتیبانی‌شده با چیِ سرشار—پرورش می‌دهد.

پیش از دوره‌ی جوئینگ‌مینگ، استاد چنگ یک نسل کوچک‌تر شاگردان داشت، و در آغاز ورود او، برخی از شاگردان قدیمی هنوز فعال بودند. در نسل دوم که شامل ۱۹ نفر بود، جوئینگ‌مینگ آخرین شاگرد پذیرفته‌شده و کم‌سن‌ترین فرد بود. شاگردان هرگاه از مدرسه یا کار فارغ می‌شدند، می‌آمدند، گرم می‌کردند، کشش انجام می‌دادند و با کمک شاگردان بزرگ‌تر تمرین می‌کردند. پس از شام استاد چنگ در حدود ۷:۳۰ شب، او بیرون می‌آمد تا پیشرفت شاگردان را بررسی کند. جوئینگ‌مینگ هر زمان می‌توانست نزد استاد چنگ تمرین می‌کرد—به‌مدت ۱۳ سال.


روایتی که مسیر زندگی را تغییر داد — نقل از دکتر یانگ

«روزی بعد از مدرسه به دیدن استاد چنگ رفتم. دیدم جلوی خانه‌اش نشسته و هوجین (نوعی ساز زهی چینی)، ساز محبوبش، را می‌نوازد. جلو رفتم و از او پرسشی کردم. به او گفتم که احساس ناامیدی می‌کنم؛ چون یادگیری‌ام کند است و درک من در مقایسه با هم‌کلاسی‌هایم سطحی است.
او با چهره‌ای مهربان به من نگاه کرد و گفت:

«چرا دوروبرت را نگاه می‌کنی؟ اگر شخم‌زنی را دوست داری، به این دلیل است که می‌خواهی شخم بزنی. نه مهم است که دیگران نگاهت می‌کنند یا نه؛ نه مهم است که از دیگران سریع‌تری یا کندتر. در هنرهای رزمی هم همین است. فقط سرت را پایین بینداز و به کندن زمین ادامه بده. نگاهت را منحرف نکن. اگر نگاه کنی و ببینی جلوتر هستی، مغرور و راضی می‌شوی. اگر ببینی عقب‌تری، افسرده می‌شوی. پس فقط سرت را پایین نگه‌دار و ادامه بده. یک روز که خسته شدی و استراحت کردی، برمی‌گردی و می‌بینی همه را آن‌قدر پشت سر گذاشته‌ای که حتی دیده نمی‌شوند.»

سال‌ها بعد، زمانی که به آمریکا آمدم، تازه عمق سخنش را فهمیدم.»


پایانی تلخ

متأسفانه به‌سبب تمرکز شدید بر کار سخت و تمرینات بیرونی (سبک سخت)، استاد چنگ در ۵ مه ۱۹۷۶ بر اثر سکتهٔ ناشی از سان‌گونگ—پراکندگی انرژی—درگذشت. این اتفاق در میان رزمی‌کارانی که تمرینات بیرونی را با روش‌های درونی مثل تغییر عضله/تاندون و شست‌وشوی استخوان/مغز در چی‌گونگ متعادل نمی‌کنند، شایع بوده است.


قضاوت دکتر یانگ دربارهٔ استادش

دکتر یانگ جوئینگ‌مینگ (楊俊敏博士) بارها گفته است که استاد بزرگ چنگ، با وجود آن‌که بی‌سواد و گوشه‌نشین بود، از روشن‌ترین و ژرف‌ترین ذهن‌هایی برخوردار بود که او در زندگی‌اش دیده است؛ و فهم او از معنای زندگی شگفت‌انگیز بود.